ابراهيم عاملي ( موثق )
244
تفسير عاملي ( فارسي )
چون تجلَّى كرد اوصاف قديم پس بسوزد وصف حادث را كليم « وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْه » 17 مجمع : « يوقدون » با ياء به صيغه ى غايب نيز قرائت شده است . و اين مثل ديگرى است براى حقّ و باطل كه فلزّات طلا و نقره و مس و غيره را در كوره ذوب مىكنند براى آلات زينت و كارفرما و چون ذوب شد آنها هم مثل سيلاب كف دارد كه خبث و جرم آن باشد . « أفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى » 19 روح البيان يعنى عمّار و حمزه كه ميدانند قرآن حقّ است مانند ابو جهل كور دل نيستند و اين جمله ها شامل همه ى مردم بينا و پيرو حقّ است و منكرين . مثنوى گفته است : در سر و رو در كشيده چادرى رو نهان كرده ز حشمت دلبرى شاهنامه يا كليله پيش تو همچنان باشد كه قرآن از عتو فرق آنگه باشد از حقّ و مجاز كه كند كحل عنايت چشم باز ورنه پشك و مشك پيش اخشمى هر دو يكسان است چون نبود شمى گفت يزدان كه « تَراهُمْ يَنْظُرُونَ » نقش حمامند « هُمْ لا يُبْصِرُونَ » « الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّه » 21 مجمع : اين جمله چهار معنى شده است 1 - ايمان به همه ى پيغمبران ، 2 - ايمان و كومك و جنگ بموافقت با پيغمبر 3 - صله رحم و رعايت خويشاوندان 4 - كليّه ى روابط با مسلمانان از كومك و جلوگيرى آزار و دوستى ، و البتّه صله ى رحم هم جزء اينها است . و از امام صادق ( ع ) روايت كردهاند كه هنگام وفات وصيّت فرمود كه بعموزاده ى آن حضرت حسن بن حسين بن علىّ بن حسين ملقّب بافطس هفتاد دينار بدهند ، يكى از كنيزان امّ ولد آن حضرت عرض كرد : اين مرد كه با كارد به تو حمله كرده است چرا بسودش وصيّت مىكنى ؟ فرمود : اين آيه را نخوانده اى « الَّذِينَ يَصِلُونَ » تا آخر . « يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ » 21 طبرى : يعنى چون ميترسند از دقّت ، و وارسى در حساب كه هيچگونه گناهشان آمرزيده نشود در انجام وظائف ميكوشند . « وَيَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ » 22 مجمع : چند معنى شده است : 1 - به كار